آرزو
-
تاریخ: 1398/11/15 ساعت: 22:19
در طی هفته ای که در حال گذارش هستیم. حالم اصلا خوب نبود. تمام تعطیلات در وضعیت جسمی نامناسبی گذشت. تمام قرارهایم به هم خورد. اولش هیجان انگیز بود. می خواندم. فیلم می دیدم. حتی پرهیز غذایی اذیتم نمی کر
ه.ا.سایه
-
تاریخ: 1398/11/15 ساعت: 22:19
چه غريب ماندی ای دل ! نه غمی, نه غمگسارینه به انتظار ياری, نه ز يار انتظاریغم اگر به كوه گويم بگريزد و بريزدكه دگر بدين گراني نتوان كشيد باری چه چراغ چشم دارد دلم از شبان و روزانكه به هفت آسمانش نه ست
...
-
تاریخ: 1398/11/15 ساعت: 22:19
زندگی را هر روز باید جور دیگری دید. هر روز یک رنگ یک بو. مانند گلی که امروز روی مکعب های گالری جا گذاشتم. سفید ولی بد بو. زیبا ولی نه بدون نقص. همراه خاطره ای که باید قدرش را دانست. قدر همه چیز را باید دانست. علی الخصوص لحظات خوبی که حس می شوند. کم پیش می آید زمانی که حالت خوب است، اتفاق خوبی هم چاش...
مرا به حال من رها نکن ...
-
تاریخ: 1398/11/15 ساعت: 22:19
تا به حال به تنهایی اندیشه اید ؟ زیستن ؟ تعریف زیستن چیست؟ چیزی غریب تر از رابطه ها ؟ چیزی غریب تر از نیاز به ادامه دادن در عوض خوردن و زنده ماندن؟ ما زیستن را چگونه می بینیم؟همه حرفها تکراری ست. از ع
اقدس خانوم چه می توانی بسازی؟
-
تاریخ: 1398/11/15 ساعت: 22:19
ساختن چیز غریبی ست. غریب تر از تمام واژه هایی که هست و بود و خواهد بود. ساختن. غریب یا قریب؟تضاد هستی و نیستی آدمی را می سازد و فقط آنهم در نوشتار یک حرف تعیین کننده خواهد بود. ساختن یا نساختن. بودن ی
ننویس ننویس
-
تاریخ: 1398/11/15 ساعت: 22:19
بنویس و پاک کن. بنویس و پاک کن. نباید نوشت. نباید گفت. بماند برای خودت. بماند که نبینی. ندانی. نخواهی. که دور باشد دور باشد دور باشد. حتی در این خلوت. حتی در کمال پنهان شدن پشت گنجشک کوچکت. که نخواهی. نبینی. نخواهی. که بخت با تو یار نیست. تقصیر خودت است. فقط خودت. باید ببخشی. ببخشی خودت را که رها شو...
کشتی اماده ی حرکت است
-
تاریخ: 1398/11/15 ساعت: 22:19
همه چیز خوب است باید خوب باشد. باد که موفق است. کشتی آماده است. ناخدا روی عرشه ایستاده. خسته است. ابری تیره سرش را رها نمی کند. برق رعد ها به سرش می زند اما خوب است. راست ایستاده. همه منتظر دستور ناخدا هستند. ناخدا خوب است می خندد. ابری تیره ولش نمی کند اما می خندد. چشمها در حدقه اش دارند گم می شوند...
صعود
-
تاریخ: 1398/11/15 ساعت: 22:19
من پر می کشم از کوه تا در کنار تو باشم و تو در فکر صعودی بر قله ی آن کوهی که شاهینی از آن پر کشیده است ...
از آن کارها
-
تاریخ: 1397/6/18 ساعت: 20:21
عاقلانه اش این بود که یکی دو پستی از وبلاگ را حذف می کردم و بعد در اینستاگرامم می گذاشتمش اما فکر کردم عدالت چه می شود؟ اینها جزیی از من است. صادقانه ترین حرفهای من است. چرا نگویم؟ چرا فکر کنم درست نیست؟ مگر با سانسور خودم همه چیز حل می شود؟ تازه من تصمیم گرفتم این آخرین جز از اخلاقیاتم را که آزارم ...
دیدِ مَلِک یا دید ملک مسئله این است
-
تاریخ: 1397/6/18 ساعت: 20:21
چند روزیه سوال ساده ای ذهنمو مشغول کرده. جلوه ای کرد رُخَت دیدِ مَلِک عشق نداشت عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد یا این درسته : جلوه ای کرد رُخ
گل
-
تاریخ: 1397/6/18 ساعت: 20:21
امروز برای اولین بار فوتبال دیدم. هنوز هم صدای تشویق و هورا از پنجره ی اتاقم میاد. خیابونا غوغاست. حالا بماند که فهمیدم من اصلا جنبه ی فوتبال دیدن ندا
از تمام باغها میوه ات را بچین و برو. هیچ کجا تردید نکن و نایست. فقط بچین و برو
-
تاریخ: 1397/6/18 ساعت: 20:21
من می دانستم خوب می دانستم یک روز جلوی این آینه ی لعنتی می نشینم و به جای هر چیزی که باید به آن فکر کنم به این فکر می کنم که به خودم مدیونم. تنها دلیل
سردرگم
-
تاریخ: 1397/6/18 ساعت: 20:21
تا به حال چند بار پیش آمده سر در گم شده باشید؟ شاید نشود تعداد مشخصی برایش در نظر گرفت می دانم. یعنی اصلا نمی شود. بیش از هر زمان دیگری سر در گمم. بی
کسی که باورمان کند
-
تاریخ: 1397/6/18 ساعت: 20:21
دیروز دوست قدیمیم بعد از غمنامه ام در اینستاگرام به من پیام داد. می گفت مرا باور دارد. می گفت به ظن او من هنرمندم. هنرمندی که خودش را درک نمی کند. هنر
چی، چی
-
تاریخ: 1397/6/18 ساعت: 20:21
امروز کسی با صدای تو گفت «چی»«چی»فقط همینهمین کلمه ی سادهچند بار بی صدا نوع گفتنت را تقلید کردم. انگار که بخواهی سوت بزنی اما در عوض بگویی «چی»بی خود
حس بد
-
تاریخ: 1397/6/18 ساعت: 20:21
باز خودم را گرفتار همان حس کردم. حس پیدا نکردن وسایلم. جا گذاشتن چیزی از من. پریشانی ام مشهود است اما حس پیدا نکردن هنوز می تواند مرا به لرز بیندازد.
فکر کن
-
تاریخ: 1397/6/18 ساعت: 20:21
امروز به خیلی چیزها فکر کردم. به خیلی از دلایل. به خیلی از اتفاقات. اتفاقاتی که مرا بی شک از چیزی که باید دور نگاه داشت. از او. از خودم. از آینده ام.
ارتباطتان برای شما چه می کند؟
-
تاریخ: 1397/6/18 ساعت: 20:21
اطرافمان را آدمهای بی رویا گرفته اند. از آدمهای بی رویا دوری کنید و همچنین از آدمهای منفعت جویی که مراعات حالتان را نمی کنند. راستش را بخواهید اگر قصد