برچسب:
نویسنده: لیلا صالحی
برچسب:
نویسنده: لیلا صالحی
برچسب:
نویسنده: لیلا صالحی
برچسب:
نویسنده: لیلا صالحی
برچسب:
نویسنده: لیلا صالحی
بنویس و پاک کن. بنویس و پاک کن. نباید نوشت. نباید گفت. بماند برای خودت. بماند که نبینی. ندانی. نخواهی. که دور باشد دور باشد دور باشد. حتی در این خلوت. حتی در کمال پنهان شدن پشت گنجشک کوچکت. که نخواهی. نبینی. نخواهی. که بخت با تو یار نیست. تقصیر خودت است. فقط خودت. باید ببخشی. ببخشی خودت را که رها شوی از خشم. که رها شوی از خشم. که رها شوی ...
برچسب:
نویسنده: لیلا صالحی
همه چیز خوب است باید خوب باشد. باد که موفق است. کشتی آماده است. ناخدا روی عرشه ایستاده. خسته است. ابری تیره سرش را رها نمی کند. برق رعد ها به سرش می زند اما خوب است. راست ایستاده. همه منتظر دستور ناخدا هستند. ناخدا خوب است می خندد. ابری تیره ولش نمی کند اما می خندد. چشمها در حدقه اش دارند گم می شوند ولی او می خندد. رعد ها به سرش می زنند. کشتی آماده حرکت است. خدمه منتظر دستور ناخدا ولی او فقط می خندد...
برچسب:
نویسنده: لیلا صالحی
من پر می کشم از کوه تا در کنار تو باشم و تو در فکر صعودی بر قله ی آن کوهی که شاهینی از آن پر کشیده است ...
برچسب:
نویسنده: لیلا صالحی
برچسب:
نویسنده: لیلا صالحی
برچسب:
نویسنده: لیلا صالحی
برچسب:
نویسنده: لیلا صالحی
برچسب:
نویسنده: لیلا صالحی
برچسب:
نویسنده: لیلا صالحی
برچسب:
نویسنده: لیلا صالحی
برچسب:
نویسنده: لیلا صالحی